خندق مترادف


خندق مترادف اسم فرم

  • خندق، سنگر، fosse، تغار، خاکریز، entrenchment، قطره قطره شدن.
  • سنگر کانال تخلیه، تغار، حفاری، خندقي، منطقه، توخالی، گذشت، watercourse، کانال، قطره قطره شدن، مجرای، خندق، fosse.

خندق مترادف فعل فرم

  • حفاری کانال furrow، خاک در اوردن, trough, تونل, زخم زدن، حک gouge خراش، نمره.
  • رها خلاص شدن از شر، رها، دور انداختن رد، دور از، بازیگران کردن ضایعات و آشغال، کمپرسی، خالی کردن.
خندق لینک های مترادف: تونل,