خواهش مترادف


خواهش مترادف فعل فرم

  • تمنایی التماس کردن، importune، درخواست کردن التماس [مشركان]، دعا، برادران،، clamor، دادخواست.
  • دسته ماهی تابه، اسفنج، cadge، بحد افراط مشروب نوشیدن، scrounge، mooch، را لمس.
خواهش لینک های مترادف: