خودتون مترادف


خودتون مترادف فعل فرم

  • پیچ و تاب و ورنچس خم، دست و پنجه نرم, تغییر شکل، تحریف، پیچ و تاب، misshape، gnarl، گره، writhe، convolute.
خودتون لینک های مترادف:

خودتون مترادف،