خودنمایی می کند مترادف


خودنمایی می کند مترادف صفت فرم

  • ، scowling اخم خیره کاهش امواج glowering، سوسک browed.
  • خیره کننده, فروزان درخشان, fulgent, beaming، درخشان، خیره کننده, واضح است.
  • قابل فاحش ولگرد است آشکار برجسته، فاحش، توجه، واضح است، آشکار است.
خودنمایی می کند لینک های مترادف: خیره کننده,

خودنمایی می کند مترادف،