خوش مترادف
خوش مترادف صفت فرم
- askew،، تحریف منحرف، کج، خم، پیچ خورده، آواره، contorted، تغییر شکل، awry.
- دوستانه خوش مشرب، گلهای affable، صمیمی، ingratiating، دوستانه، قابل دسترس، convivial، genial، سرحال، بخشنده.
- شاد امیدوار اعتماد به نفس، مشتاق، خوش مشرب، roseate، blithe، شناور، شادمان، آفتابی، جلو به دنبال, inspiriting, صدها دانش آموز.
- نکته جالب، کنایه امیز، خشک، عجیب و غریب، تمسخر، طعنه، droll، نافرمانان، rueful، هژبر، بدبینانه.

