خیال مترادف
خیال مترادف اسم فرم
- خیال بافی fantasizing غرق در افکار، افکار پوچ، فانتزی، فانتزی، توهم، مدیتیشن، woolgathering.
- داستانی ایجاد بداهه نوازی، اختراع، ساخت، فانتزی، حکایت، ترکیب، تولید، محصول، سیب زمینی، داستان، prevarication، دروغ گفتن، دروغ.
خیال مترادف فعل فرم
- قاضی فکر می کنم، توجه نگه، باور، روی چیزی حساب کردن، فرض کنید، نظر، مشاهده، برآورد، گمان، احساس، بر نگاه، مشاهده، علاقه داشتن به.

