دادن مترادف
دادن مترادف صفت فرم
- purposeless بی معنی، directionless، خود سر، unfocused بدون جهت، غیر هدایت شونده، هاي ولگرد، ولگرد، نامنظم، بیهوده و بیمعنی، غیر قابل پیش بینی، اتفاقی، شانس.
- درهم و برهم slovenly کرک، rumpled، درهم و برهم، بی دقتی، slatternly، کثیف، frowzy، غفلت، disheveled، بی عرضه، bedraggled.
دادن مترادف فعل فرم
- بازگشت بازیابی، جایگزین بازپرداخت، تخفیف، بازپرداخت، رندر، restitute، بخشیدن، remand، ترک.
- سبب توزیع معامله، پرداخت، انتشار، پراکندگی، strew.
- شناخته شده را، نشر, اعلام, گزارش, تبلیغات.
- منتشر می کنند، جلو ارسال, بازدم, آزاد, تولید.
دادن لینک های مترادف: اعلام,
گزارش,
تبلیغات,
آزاد,
تولید,