دادگاه مترادف


دادگاه مترادف اسم فرم

  • حياط چهارگوش، پاسیو، areaway پیازا، ایوان، میدان مربع.
  • دادگاه تریبون، قضات، داور شویی، adjudicators، تصمیم گیرندگان، قانون دادگاه، نیمکت، نوار، قوه قضائیه، داوران.
  • قصر, قلعه, متعلق, کاخ.

دادگاه مترادف فعل فرم

  • fawn کاری به نفع kowtow، تملق گفتن، ingratiate، grovel، چاپلوس، truckle، انقباض غیر ارادی ماهیچه، cajole، pander، soft-soap، کشت.
  • دعوت درخواست وسوسه، فریب، تحریک، تحریک، جذب، جلب کردن.
  • وو پرداخت با توجه به شکایت, wheedle, حرکت تند و سبک، قاشق، coo، جرقه، چشم را.
دادگاه لینک های مترادف: قلعه, متعلق, کاخ,

دادگاه مترادف،