درجه مترادف


درجه مترادف اسم فرم

  • شدت میزان شدت، اندازه گیری، دامنه، سطح، محدوده.
  • شیب، شیب، سطح شیب دار، بانک، کمان، declivity، ظهور شیب.
  • مرحله درجه افزایش، علامت، سطح، رتبه، مرحله، درجه بندی.
  • مرحله، درجه، گام، وضعیت، موقعیت، رتبه، سطح ارزش کرامت، شایستگی، ارزش، ایستگاه، کلاس، حوزه، سفارش، وضعیت.

درجه مترادف فعل فرم

  • رتبه، دامنه، مرتب کردن، seriate، طبقه بندی، ارزیابی، کلاس، سنج.
  • صاف، رول، سطح صاف.
درجه لینک های مترادف: