در بر داشت مترادف


در بر داشت مترادف فعل فرم

  • ایجاد راه اندازی سرچشمه، ایجاد، موسسه، افتتاح، راه اندازی، تولید، مهندس، شروع، ساخت، راست، ساخت.
در بر داشت لینک های مترادف: