در سراسر آمده مترادف


در سراسر آمده مترادف فعل فرم

  • اتفاق می افتد بر ملاقات، برخورد، تلو تلو خوردن بر, بر کشف، لانه، آمار بر، فرو کردن.
در سراسر آمده لینک های مترادف: