در طعمه مترادف


در طعمه مترادف فعل فرم

  • بهره برداری تقلب, فریب, فریب، راب میگذارند، پشم گوسفند وجانوران دیگر، خونریزی، دستکاری، باج گیری، victimize.
در طعمه لینک های مترادف: فریب,