مثله می سردرگم خراب، شکستن، سر و صدا، متلاشی شدن، شکستن، له، صاف، مطبوعات، lacerate، ضرب و جرح، تخریب، خراب، مارس، از بین بردن.
دستگاه پرس لینک های مترادف:
مترادف روز
نقطه: محل، باز کردن شکاف موقعیت اتاق فضا، زمان, هدف مستقیم آموزش، سطح، پرتو، صورت، تبدیل، تعمیر تمرکز, محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, رانش, تم...