مثله می سردرگم خراب، شکستن، سر و صدا، متلاشی شدن، شکستن، له، صاف، مطبوعات، lacerate، ضرب و جرح، تخریب، خراب، مارس، از بین بردن.
دستگاه پرس لینک های مترادف:
مترادف روز
نقطه: Sully ادبیاتی، Mar نخواهم، لکه دار کردن، Stigmatize، بی اعتبار، لام، تهمت، پاكدامن، Blacken, محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, لکه علامت، خاک، Bespatter Spatter،...