بی حس کردن benumb stupefy، immobilize، incapacitate، فلج، hamstring، گاز، خفه، پوزه بند، handcuff، خلع سلاح، غیر فعال کردن، debilitate.
فلج کند لینک های مترادف:
مترادف روز
نقطه: گسل کمبود، نقص، لکه دار کردن، انگ بی احترامی کاهش، بی اعتبار ساختن، لکه، لکه دار کردن، لکه، چشم سیاه, جزئیات مورد گام، خاص، نمونه بخش قطعه مقاله، بخشی, هدف مستقیم...