چشمگير قابل رؤیت قابل تشخیص، perceivable، seeable، discoverable، قابل تشخیص، قابل توجه، تشخیص، آشکار، آشکار، برجسته، واضح، روشن آشکار، دستگیری unconcealed و تردید.
نقطه: رانش, تم موضوع موتیف، تمرکز، ایده، جوهر، ماده، جان کلام، چیستان، قلب، هسته، هسته، موضوع, محل، باز کردن شکاف موقعیت اتاق فضا، زمان, نشان می دهد توجه نشان می دهد،...