متلاطم مترادف


متلاطم مترادف صفت فرم

  • fidgety وحشت زده و عصبی, داد و بیداد کن fretful، آشفته، بی قرار، عصبی، نگران، تحریک پذیر.
  • نامنظم رونده و انقباض و حفظ، فنری، الاستیک، تغییر، نوسان، متزلزل.
متلاطم لینک های مترادف:

متلاطم مترادف،