مثل حلزون حرکت مترادف


مثل حلزون حرکت مترادف فعل فرم

  • کوبیدن، wallop، pommel، غیر روحانی به نفوذ پوند رم خمیر ترش سر و صدا کمربند پانچ، اعتصاب sock.
مثل حلزون حرکت لینک های مترادف: