مجسم مترادف


مجسم مترادف فعل فرم

  • به تصویر بکشد رنگ تصویر، قرعه کشی، افز ا ر، حجاری، مدل، شکل، کانتور، طرح، طرح، limn، طرح، ترتیب، شکل، حک کردن.
  • توصیف نقل بگویید، نمایش بگذارد، fictionalize، مشخص، verbalize، جزئیات، مندرج، نشان دادن، نشان می دهد، مربوط، بازشماری، رسمی.
  • نمونه مشخص کردن.
مجسم لینک های مترادف: نمونه مشخص کردن,