محاصره مترادف
محاصره مترادف اسم فرم
- انسداد مانع مانع، مرز، توقف، بستن، مانع، مانع، محدودیت، مانع، مانعی بر سر راه.
- حمله و جلسه و کشش و طلسم، تقلا البته به نوبه خود، مدت.
- درایو کمپین پیگیری، تلاش، جنگهای صلیبی، توهین آمیز، تلاش.
محاصره مترادف فعل فرم
- فراگیر gird، شامل، محصور لبه، محدود، بازگرداندن، پاکت، آغوش، سرمایه گذاری، درآورد، besiege.

