محسوس مترادف
محسوس مترادف صفت فرم
- آشکار آشکار است، آشکار آشکار شفافی را منتقل میکند، بدیهی، آشکار، ساده، روشن، صريح است.
- قابل قابل توجه و قابل مشاهده و قابل تشخیص، ascertainable، مشاهده، قابل تحسین، قابل تشخیص، آشکار، ثبت اختراع، ساده، روشن، قطعی، متمایز، آشکار، تردید، آشکار است.
- قابل ملموس جامد بتن، مواد، فیزیکی، جسمانی، توجه، ناحیه، لامسه.
- چشمگير قابل رؤیت perceivable، قابل تشخیص، قابل توجه، آشکار، قابل مشاهده، معقول، متمایز.

