زخمی آسیب، آسیب، صدمه، مانع مانع، vitiate، بدتر، از بین بردن، مارس، فلج، خراب، نابود کردن.
قطع شکستن تداخل، interject، interpose، ناراحت، disorganize، از بین بردن، بنويسيم،، دچار تشنج است.
مختل لینک های مترادف:
مترادف روز
نقطه: نوک اوج، راس، نوک قلم کاسپ، اوج، سنبله، با چنگک صاف کردن، از دست دادن، اندام, نقطه, دایره, نقطه, Speck, نقطه ریزه Blotch سه علامت, ذرات, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار،...