مخدوم مترادف


مخدوم مترادف فعل فرم

  • عملکرد داد تا تسلیم، دست، انتقال، نفی، استعفا، vouchsafe، تسلیم، ناگزیر،، دریابند.
مخدوم لینک های مترادف: