مداخله مترادف


مداخله مترادف اسم فرم

  • دخالت وقفه نفوذ، obtrusion، میانجیگری، داوری، آژانس، شفاعت، instrumentality، وزارت، مذاکره، گاله، تجاوز، تخلف.

مداخله مترادف فعل فرم

  • دخالت واسطه، interpose، شفاعت، حکمیت مذاکره، رخ دادن، betide، رخ می دهد، supervene، امدن, وارد, بوجود می آیند، مزاحم شدن.
مداخله لینک های مترادف: