مرتب کردن مترادف
مرتب کردن مترادف اسم فرم
- راه، شیوه و سبک و حالت و روش، مد، عاقلانه.
- شخصیت طبیعت جوهر، خط خطی، کیفیت، منش، نژاد، تمبر، توضیحات، فشار، جنبه.
- نوع رده کلاس، گروه، سخنرانان، گروه بندی، مجموعه، تجمع، congeries، گونه، جنس، طبقه بندی.
مرتب کردن مترادف فعل فرم
- کلاس گروه، طبقه بندی، شدن، ترتیب جداگانه، طبقه بندی، لیست، تشخیص، افتراق، نوع، برچسب، درجه.

