مرتکب مترادف


مرتکب مترادف فعل فرم

  • اختصاص تعهد، قول، سوگند خوردن، متعهد و ملتزم اختصاص، اتصال.
  • سردسته محدود توقیف می کردند، immure، زندانی.
  • مقصر بودن عمل، حمل، تصویب، اثر.
  • واگذار، depute، consign، مطّلع، تعامل، تعصبی.
مرتکب لینک های مترادف: