مرغزار مترادف


مرغزار مترادف صفت فرم

  • با تجربه، تمرین، بالغ، بالغ، رسیده، worldly-wise.
  • بی تجربه جوان، unseasoned، نارس سبز، نوجوان، unfledged، خام، ندیده، خام، دل.
مرغزار لینک های مترادف: