مرگبار مترادف


مرگبار مترادف صفت فرم

  • قتل slaughterous، کشنده، internecine، کشنده کشنده، سمی، فانی، یادگاران.
  • وحشی خشونت، دیوانه وار خونخوار، خونین، مواج، وحشی، بیشتر خودنمایی، شوم، کینه توز، وحشی، متعصب، وحشیانه.
مرگبار لینک های مترادف: