مشغول مترادف


مشغول مترادف صفت فرم

  • شاغل، مشغول، اشغال، کاملا اشغال شده کار.
  • فعال، پر جنب و جوش، شلوغ، بر روی بروید، پر انرژی، سخت در آن کوشا، سختکوش، enterprising، indefatigable.

مشغول مترادف فعل فرم

  • درگیر.
مشغول لینک های مترادف: درگیر,

مشغول مترادف،