مصلحت مترادف
مصلحت مترادف اسم فرم
- وسیله رفت و آمد مکرر، دستگاه، اندازه گیری، استراتژی مى دهم كه تدبير، روش، تاکتیک، تدبیر، خودرو، ابزار، منابع.
مصلحت مترادف صفت فرم
- مناسب سودمند مفید، عاقل، اجتماعی، بهتر است، عاقلانه، خور، فایده، عملگرا، عملی، سودآور.

