مغشوش مترادف


مغشوش مترادف صفت فرم

  • اشتباه ناراحت مزاحم، discompose، disconcert، وحشت زده شدن، پیوند، fluster، بنويسيم،، زحمت، unhinge، unnerve، bewilder، نگران.
مغشوش لینک های مترادف:

مغشوش مترادف،