مقاومت در برابر مترادف


مقاومت در برابر مترادف فعل فرم

  • مبارزه با مبارزه علیه، فویل، درمانده، خنثی کردن مقاومت در برابر, نبرد, سرپیچی، repulse، flout، مسابقه، مانع، اختلاف، پس زدن.
  • مقاومت در برابر مخالفت، تحمل، به صورت، تلاش علیه مبارزه با، مقابله با، نگه برابر آب و هوا، سینه، صورت، شجاع، سرپیچی، میگیرد،، ایستادن.
مقاومت در برابر لینک های مترادف: نبرد,

مقاومت در برابر مترادف،