منجنیق مترادف


منجنیق مترادف فعل فرم

  • تصادف شیرجه، زمین، پرت، سوق دادن پرتاب، بازی شیر یا خط، پرتاب، عجله، پرواز، چرخش.
منجنیق لینک های مترادف: