منحرف شدن مترادف


منحرف شدن مترادف فعل فرم

  • veer طفره رفتن، منحرف، به نوبه خود محض خاموش, حرفه ای میخ سرپهن کوچک میله خجالتی خم, تغییر, اجتناب از، detour، منحرف، پرت شدن، واگرا.
منحرف شدن لینک های مترادف: تغییر,