منصرف کردن مترادف


منصرف کردن مترادف فعل فرم

  • دلسرد disincline، تعدیل، احتیاط، جلوگیری از هشدار، تعرض، expostulate، تبدیل، منحرف، جلوگیری، جلوگیری.
منصرف کردن لینک های مترادف:

منصرف کردن مترادف،