منعکس کننده مترادف
منعکس کننده مترادف فعل فرم
- آشکار نشان می دهد، نشان می دهد، نمایش، دلالت آشکار، بیان، نشان دادن، نشان دادن، این مفهوم را میرسانند، فاش، نمایشگاه، نشان، پرسم،، ثبت نام.
- آینه، اکو، بازگشت، طنین انداز، برگرداندن، تکرار، resound، دوباره بجای اول برگشتن، careen.
- اندیشیدن cogitate، فکر، الهه شعر و موسیقی عمدی، وزن، تامل، بیش از mull، cerebrate، مطالعه، در نظر، تفکر، دلیل، تعجب، حدس و گمان.

