مهندس مترادف


مهندس مترادف اسم فرم

  • مدیر مخترع، پلاتر، کارگردان، برنامه ریز manipulator، اپراتور، خیال باف.

مهندس مترادف فعل فرم

  • تدبیر رسم، متفکر، طرح مانور، دسیسه، فتنه، اختراع کردن، connive، تله.
مهندس لینک های مترادف: