مکرر مترادف


مکرر مترادف صفت فرم

  • مشترک معمول همیشگی، منظم، مداوم، هر روز، عود، مستمر، معمولی، تکرار، آشنا و مرسوم و پی در پی، ثابت.

مکرر مترادف فعل فرم

  • دوباره امد و شد زیاد، ساکن sojourn، اقامت، ساکن، اشغال، اویختن در، آویزان در.
مکرر لینک های مترادف:

مکرر مترادف،