میخکوب کردن محکم کردن مترادف


میخکوب کردن محکم کردن مترادف اسم فرم

  • بهانه، بهانه، بهانه، پوشش، تظاهر کردن دسته، توجیه، عذرخواهی، دلیل.
  • رتبه درجه درجه، سطح، گام، موقعیت، مرحله، شکاف، علامت، دور، پله، اندازه گیری، میزان، ایستاده، ایستگاه، وضعیت.
  • طرح تورم، پین نقطه، چوب، میله، دستگیره، رئیس، دکمه، گل میخ، خار، قلاب، شفت، شمع، سهام، داربست.

میخکوب کردن محکم کردن مترادف فعل فرم

  • پین رویه ناخن، skewer، گوه، مربا، قلاب، عضویت، اتصال، ببندید، امن، اضافه نمودن.
میخکوب کردن محکم کردن لینک های مترادف: