ناب مترادف


ناب مترادف فعل فرم

  • دستگیری دستگیری خرج کردن، گرفتن، ضبط، قلاده، تصاحب، ربودن، دام، چنگ زدن، گیر، و دستگاه گیرنده تامین.
ناب لینک های مترادف:

ناب مترادف،