ناخن مترادف


ناخن مترادف اسم فرم

  • ناخن، چنگال، پاشنه پا، سم، unguis.

ناخن مترادف فعل فرم

  • engross درگیر گرفتن، نگه، جذب، دستگیری، تعمیر، انحصار، جذب، غرق، مشغول، مجذوب، تحریک، اسیر.
  • ببندید امن، ضمیمه، پیوستن به اتصال، زن و شوهر، جوش، پیچ، پین، ناخن، رویه، گیره.
ناخن لینک های مترادف: