ناقص مترادف
ناقص مترادف صفت فرم
- تغییر شکل.
- خام، خشن، مختصر، بهر، سطحی، ناتمام، unpolished، جزئی، ناقص، شتابزده، قشون، slipshod، ناچیز، ناکافی، ناقص، خشن، موقت، اسکلتی.
- معیوب اختلال ناقص، معیوب، کمبود، marred، ناقص، ناتمام، توسعه نیافته، ابتدایی، خام، ناسالم، محدود، تحتانی.
- ناتمام باطل نیمه به پایان رسید، توسعه نیافته، جزئی مایل پارهای، معیوب، کمبود و ناقص، ناقص، به unpolished.

