ناموزون مترادف


ناموزون مترادف صفت فرم

  • نا موزون، گونه ها، unmelodious، jangling،، گریتینگ، jarring shrill, خشن, clashing, strident, cacophonous.
  • ناسازگار متناقض متضاد، متناقض، بر خلاف، discrepant، disagreeing، ستیز، زود رنج، quarrelsome.
ناموزون لینک های مترادف: خشن,

ناموزون مترادف،