نان مترادف


نان مترادف اسم فرم

  • خمیر پول نقد، دیگران، تغییر، دلار، بودجه، مالی، gelt.
  • مواد غذایی مواد غذایی، مقررات، edibles، victuals comestibles، علوفه، تغذیه، nutriment، جیره، خواربار گراب، می خورد.
  • نان و کره زندگی امرار معاش ضرورت معاش، حمایت، حفظ، روزی، مقررات، تعمیر و نگهداری، پرورش.
نان لینک های مترادف: