نت مترادف


نت مترادف اسم فرم

  • توری مش شبکه توری بافی سن، toils، trawl، بدام انداختن.
  • عملکرد درآمد حاصل از سود سود درآمد، برنده، می گرداند.

نت مترادف فعل فرم

  • سود متوجه روشن، بازگشت، به دست آوردن، جیبی، درآمد، پرداخت، درو، تمیز کردن، را، برنده.
  • و دستگاه گیرنده تامین فريادی، enmesh، دام، entrap گرفتن، ضبط، را اسیر، را، تصاحب، کیسه، با شتاب، گیر، پروازش.
نت لینک های مترادف: