نشان دادن مترادف
نشان دادن مترادف فعل فرم
- تصویر مجسم، افز ا ر به تصویر بکشد، نمایندگی، قرعه کشی، زینت.
- توضیح ميرساند، نشان می دهد, روشن, روشن بخواه، نمونه مشخص کردن، زیررده، تجسم.
- نمایش نشان آشکار، نمایشگاه، آشکار، نشان دادن، نشان می دهد، دلالت، بیان، در حال حاضر، نشان می دهد.

