نشستن مترادف


نشستن مترادف فعل فرم

  • دولا شدن، دریایی، جای شب بسر بردن، استراحت، حل و فصل چمباتمه زدن.
  • دیدار با تشکیل، مونتاژ عمدی، جمع آوری، جمع.
نشستن لینک های مترادف: