نصیحت کردن مترادف


نصیحت کردن مترادف فعل فرم

  • ادم بد دهان عتاب کردن توبیخ و ملامت کردن، chide، توبیخ، berate، رد، زخم زبان زدن, شرايط دشوار بانوان ايران، سخنرانی، را به کار، جویدن.
  • هشدار و احتیاط و هشدار forewarn وکیل، توصیه، اگاهی دادن، آگاه، نوک.
نصیحت کردن لینک های مترادف: