نظارت بر مترادف


نظارت بر مترادف فعل فرم

  • مستقیم نظارت، بررسی، سازمان دیده بان مراجعه کنید به چشم پوشی کردن، superintend، رئیس، چشم، نگه داشتن چشم در, هيئات،، تماشای بیش از، اداره، تنظیم، انجام.
نظارت بر لینک های مترادف: