نق نقو مترادف
نق نقو مترادف اسم فرم
- ادم بد دهان، آفت kvetch، مزاحم، complainer، هکتور حشره خوار، virago، عجوزه, ترمگانت, vixen، battleax.
- هک, جید, ضربه, پلاگین, dobbin.
نق نقو مترادف فعل فرم
- عذاب آزار, اذیت کردن، هری berate، هکتور، گورکن، اگار، importune، تحریک، تحریک کردن، رنجانید، henpeck، کپور، هارپ.

