وفق دادن مترادف


وفق دادن مترادف فعل فرم

  • انطباق با تغییر تنظیم، acclimate، acclimatize، آشتی, مانوس شدن, اشنا، به استفاده می شود.
  • تغییر تنظیم مسکن، acclimate، acclimatize، acculturate، سازش، تغییر، تبدیل، transmute، جذب، تغییر، هم اهنگ کردن، تبدیل.
  • رفع میکند به تسلیم, خانه, قرار دادن, سه ماهه.
  • نمى کمک کمک، همکاری، کمک، خدمت، رفتار و برخورد، برای انجام، دست به من قرض بدهید.
وفق دادن لینک های مترادف: خانه, قرار دادن,